English  |   العربی  |   اردو  |   Turkish  |   افغانستان  |   Pakistan  |   India  |   العراق  |   لبنان  |   Bahrain  |   البحرین  |   ورزشی  |   زندگی  |   رسانه  |   نظرسنجی  |   شیعه گراف
شنبه, 07 اردیبهشت 1392 ساعت 08:34

روياروئي ملت‌هاي عرب با شيوخ قطر

دولت‌هايي كه اگر به بازي گرفته مي‌شوند، به خاطر بهره‌برداري از منابع ثروت آنهاست، والا اينگونه رژيم‌ها از هر رژيم ديگري آسيب پذيرتر هستند و سياست‌هاي بلندپروازانه آنها، در آينده‌اي نه چندان دور به طنابي براي بستن دست و پاي خودشان تبديل خواهد شد.

به گزارش شفقنا(پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه )،روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله امروز خود مطلبی با عنوان "روياروئي ملت‌هاي عرب با شيوخ قطر" این چنین آورده است:


بسم‌الله الرحمن الرحيم
اين روزها همزمان با سفر "حمد بن خليفه آل ثاني" امير قطر به آمريكا، مراكز كشورهاي عربي از جمله قاهره، تونس، و صنعا شاهد تظاهرات عليه قطر و به آتش كشيدن پرچم اين اميرنشين به مصداق اين عبارت بودند كه "هر كس باد بكارد، طوفان درو خواهد كرد."
در ماه‌هاي اخير رد پاي قطر و دلارهاي نفتي اين كشور را به عنوان عامل نفوذي و اسب تروواي آمريكا و رژيم صهيونيستي در كشورهاي منطقه مي‌توان ديد. مقامات اين دولت كوچك و ميكروسكوپي از سالها پيش بويژه از زمان آغاز بيداري اسلامي سعي دارند با اجراي نقشه‌هاي آمريكا در منطقه، خود را در قدو قواره كشورهاي بزرگ نشان داده و عقده حقارتشان را در رسيدن به آرزوهاي دست نيافتني برطرف نمايند.
در بررسي نقش مرموز رژيم قطر در تحولات منطقه بايد به چند نكته اساسي توجه كرد.
1- شيخ نشين قطر با جمعيتي كمتر از دو ميليون نفر و درآمدي نسبتاً بالا كه ناشي از صدور نفت و گاز اين كشور است، از سالها پيش تحت نفوذ انگليس و آمريكا قرار دارد و رژيم آل خليفه با تكيه بر همين ثروت‌هاي بادآورده به عنوان نوك پيكان سياست‌هاي آمريكا در برقراري دمكراسي در منطقه و تاثيرگذاري بر تحولات كشورهاي عرب ايفاي نقش مي‌كند. نكته مضحك اينكه رژيم آل ثاني درحالي خود را در نقش حامي و پدر خوانده انقلاب‌هاي مردمي در منطقه جا مي‌زند كه قطر، خود يكي از بدوي‌ترين شكل حكومت‌ها را در جهان دارد و حتي فاقد ابتدايي‌ترين نمادهاي دمكراسي از جمله قانون اساسي،‌ انتخابات و مجلس مردمي است و كليه تصميمات در اين كشور توسط شخص "حمد بن خليفه آل ثاني" امير قطر گرفته مي‌شود و او حاكم بلامنازع اين رژيم ديكتاتوري است.
در خودكامگي اين رژيم همين بس كه امير هوسباز كنوني قطر در سال 1374 درحالي كه هنوز وليعهد بود، در يك اقدام تعجب برانگيز عليه پدرش كه در سفر فرانسه بود كودتا كرد و خود، زمام امور را به دست گرفت. اكنون با توجه به تحولات سالهاي اخير در منطقه شايد علت و انگيزه آن اقدام اين روزها بهتر مشخص مي‌شود كه قدرتهاي غربي پشت آن كودتا بوده و براي فرد خودكامه‌اي كه حتي به پدرش نيز رحم نمي‌كند، مأموريت‌هاي ويژه‌اي را در نظر گرفته بودند.
2- قطر به دليل محدوده كوچك جغرافيايي و دولتي خودكامه، اصولاً در تعريف گروه كشورهاي صاحب نفوذ و تاثيرگذار در سياست بين‌المللي قرار نمي‌گيرد ولي به دليل بهره مندي از ثروت‌هاي بادآورده ناشي از نفت و گاز و برخورداري از حكامي قدرت طلب و كاملاً وابسته، به دنبال نقش آفريني و اجراي سياست‌هاي كثيف آمريكا و رژيم صهيونيستي در منطقه است و در همين راستا سعي دارد از ديگر شركاي خود مثل عربستان و تركيه نيز سبقت گرفته و خود شخصاً مأموريت‌هاي محوله را انجام دهد هر چند رداي به ظاهر بلند و در واقع پرحقارت نوكري براي آمريكا، بر قامت حاكمان اين كشور كوچك، زار مي‌زند.
در پيش گرفتن اجراي مأموريت‌هاي محوله و پيگيري ايده‌هاي جاه طلبانه، رژيم قطر را به بادكنكي تبديل كرده كه آمريكا در آن دميده و هرگز به قدرتي واقعي براي حكام اين كشور تبديل نخواهد شد. تحريك اشتهاي سيري ناپذير امير قطر براي مداخله در امور ديگران هرگز مسير قابل اطميناني نيست، چرا كه تجربه حسني مبارك و معمر قذافي و دهها ديكتاتور وابسته ديگر نشان داده كه آمر?كا در صورت پرهزينه شدن حمايت از مهره‌هاي خود، هرگز به تعهداتش در قبال آنها پايبند نخواهد بود.
3- در سالهاي اخير، تحركات رژيم قطر، بلافاصله پس از قيام‌هاي مردمي در تونس، مصر، ليبي و يمن، شروع شد و اين رژيم مأموريت يافت با شتاب زدگي و با موج سواري كه ناشي از فعاليت شبكه رسانه‌اي الجزيره به مثابه بازوي رسانه‌اي قطر در صحنه بين‌المللي و بويژه در ميان كشورهاي عربي است، قيام‌هاي عربي را به سمتي هدايت كند كه منافع غرب و موجوديت رژيم صهيونيستي به خطر نيفتد. از اين رو قطر در ماههاي اخير در پي ايفاي نقش كليدي در مقابله با تحولات مردمي در خاورميانه و حفظ موجوديت رژيم صهيونيستي، مأموريت ويژه‌اي را در مصر، سوريه، لبنان، عراق، بحرين، يمن، پاكستان و افغانستان و حتي افريقا و آسياي ميانه برعهده گرفته و مجري توطئه غرب براي ايجاد ناامني در كشورهاي اسلامي شده است.
در ناآرامي‌هاي اخير منطقه بويژه سوريه، مصر، عراق و لبنان، حضور شيوخ قطر به وضوح ديده مي‌شود به طوري كه اين رژيم نماينده و عامل قدرت‌هاي غربي در منطقه، از جمله تامين كنندگان اصلي بودجه، تسليحات و امكانات تبليغاتي شورشيان و تروريست‌هاي سوريه است. رژيم آل ثاني در راستاي مأموريت خود، تلاش دارد انقلابهاي منطقه را از مسير اصلي مردمي، اسلامي و ضدصهيونيستي منحرف نموده و به مسيري هدايت كند كه با منافع قدرت‌هاي استكباري در تضاد نباشد.
4- رابطه محكم و استراتژيك قطر و رژيم صهيونيستي تعجب همه كشورهاي عربي، حتي كشورهايي كه معاهده سازش با اين رژيم را دارند، برانگيخته است. قطر نه تنها بزرگترين پايگاه نظامي آمريكا در منطقه است و اجراي سياست‌هاي واشنگتن در خاورميانه را برعهده دارد بلكه از قوي‌ترين روابط با رژيم صهيونيستي نيز برخوردار است. شيخ حمد در ابتداي حكومت خود در قطر كه با كودتا عليه پدرش صورت گرفت، دفتر بازرگاني اسرائيل را در دوحه افتتاح كرد و اوج روابط دوجانبه قطر و رژيم صهيونيستي هنگامي بود كه امير قطر در ديماه سال 90 به صورت محرمانه به سرزمين‌هاي اشغالي سفر كرد تا با رژيم صهيونيستي قرارداد صادرات گاز امضاء نمايد و يك شهرك صهيونيست‌نشين كه با پول مردم مسلمان قطر ساخته بود، را افتتاح كند.
امروز نيز رژيم قطر در حمايت مالي و تسليحاتي مستقيم از مخالفان بشار اسد و تروريست‌هاي سوريه، نقش بازوي رژيم صهيونيستي را ايفا مي‌كند. آمريكا و متحدان منطقه‌اي اين كشور مانند قطر و تركيه با سوار شدن بر موج خيزش‌هاي اسلامي در خاورميانه سعي مي‌كنند دولت بشار اسد را كه در خط مقدم مقابله با رژيم صهيونيستي قرار دارد، سرنگون كنند و اين دقيقاً همان مأموريتي است كه حكام اين كشور كوچك با دلارهاي نفتي متعلق به مردم ايفا مي‌كند. اگر اين روزها دوحه به يكي از مراكز به ظاهر فعال ديپلماسي در خاورميانه و كانون تغذيه تروريست‌ها تبديل شده، به مدد دلارهاي نفتي و نقشي است كه آمريكا براي حكام اين كشور تعريف كرده است. مقامات رژيم قطر اگر امروز به بادكنكي تبديل شده‌اند كه آمريكا در آن دميده، بايد بدانند كه اين بزرگ شدن، تنها يك ظاهر فريبنده است كه پيش از افول امپراتوري آمريكا، نوكران آسيب پذير آنها قرباني خواهند شد.
حكام دوحه بايد اين واقعيت را درك كنند كه اين شيخ نشين، كشوري است كه از منظر طبقه‌بندي روابط بين الملل در زمره دولت‌هاي بسيار كوچك و ميكروسكوپي قرار دارد؛ دولت‌هايي كه اگر به بازي گرفته مي‌شوند، به خاطر بهره‌برداري از منابع ثروت آنهاست، والا اينگونه رژيم‌ها از هر رژيم ديگري آسيب پذيرتر هستند و سياست‌هاي بلندپروازانه آنها، در آينده‌اي نه چندان دور به طنابي براي بستن دست و پاي خودشان تبديل خواهد شد. پس بهتر اينست كه حاكمان قطر به جاي اينكه سياست‌هاي توسعه طلبانه و تخريبي غرب را در كشورهاي ديگر دنبال كنند، به ظرفيت، اندازه و توان خود بنگرند كه قبل از آنكه باري را كه بر گرده شان قرار داده شده به مقصد برسانند، افكار عمومي كشورهاي منطقه و مسلمانان جهان را عليه خود بسيج خواهند كرد و پاسخي همانند پاسخ نماينده دائم روسيه در سازمان ملل به نخست‌وزير قطر را دريافت خواهند كرد كه در واكنش به تهديد قطر براي تصويب قطعنامه‌اي عليه سوريه گفته بود: "اگر بار ديگر با چنين لحني با من صحبت كني، ديگر قطري وجود نخواهد داشت."

انتهای پیام

www.shafaqna.com/persian

گزینه های مرتبط (بر اساس برچسب)

اضافه کردن نظر